افسردگی در بانوان و عوامل پیش‌بینی کننده آن

عوامل پیش بینی کننده افردگی در زنان

در مقاله‌ی قبلی در خصوص افسردگی در زنان صحبت شد. و متوجه شدید که نسبت این بیماری در زنان از مردان بیشتر است. در  این‌جا با ما همراه باشید تا در خصوص علل و عوامل افسردگی در بانوان با هم صحبت کنیم.


آنچه می خوانید:

  •  پیش‌بینی کننده‌های افسردگی در بانوان
  • مشکلات جسمی و تاثیر آن بر افسردگی در بانوان

 

 


 

پیش‌بینی کننده‌های افسردگی در بانوان

اگر سابقه خانوادگی افسردگی و یا دیگر اختلالات خلقی وجود داشته باشد، فرد بیشتر در معرض ابتلاء به افسردگی است.

برخی از وقایع روی نحوه واکنش بدن به ترس و شرایط پر استرس اثر می‌گذارد (تروما یا آسیب در کودکی ). تجربه اتفاقی تلخ یا وحشتناک میتواند در آینده باعث بروز افسردگی شود.

ساختار مغز: فعالیت کم لوب فرونتال در مغز می‌تواند خطر ابتلاء به افسردگی را افزایش دهد. با این حال هنوز مشخص نیست که این اتفاق بعد از شروع علایم افسردگی رخ می‌دهد یا پیش از آن.

زنان افسرده

مشکلات جسمی خطر ابتلاء به افسردگی در بانوان را افزایش دهد.

  • بیماری مزمن (سرطان، ام اس، مشکلات تیروئید بی خوابی)
  • درد مزمن (میگرن، درد های مفصلی اختلال بیش فعالی و کمبود توجه) (ADHD)
  • استفاده از مواد مخدر، داشتن سابقه استفاده از مواد مخدر و الکل
  • مصرف برخی از داروها
  • کمبود برخی  ویتامین‌ها در بدن

بیماری مزمن عامل افسردگی در بانوان:

افسردگی در بیماران با بیماری‌های جسمانی گزارش شده است. در مطالعات متعدد و در بیماری‌های جسمانی مختلف، شیوع متفاوتی دارد. منجر به بروز شدت مختلف علائم در بیماری‌های جسمانی و پاسخ‌های مختلف به درمان می‌شود. در بیست و چهار مطالعه که بیماری‌های جسمی مزمن و افسردگی را در استان مازندران بررسی کرده بودند. شیوع افسردگی احتمالی در بیماران مبتلا به بیماری‌های مزمن جسمانی، بین ۱/۱۳ تا ۴/۶۷ درصد، بسته به روش تشخیص و حساسیت ابزارهای مختلف افسردگی گزارش شده. شواهد نشان می‌دهند که افسردگی در بانوان و در افراد، اثری منفی روی پیامدهای بیماری های جسمی و پاسخ به درمان در آن‌ها  می‌گذارد.

با توجه به شیوع قابل توجه اختلالات روان به ویژه افسردگی در بانوان و در بیماری های جسمانی مزمن و تاثیر منفی اختلالات روانی بر روند کنترل و درمان بیماری ها، لازم است مشاوره روانپزشکی و روان شناسی در خصوص افسردگی  به صورت منظم برای بیماران جسمانی مزمن در نظر گرفته شود(حسینی سید حمزه، فیروزی فر ارغوان ۱۳۹۷)

درد مزمن

بیماری‎‌های طولانی توام با درد نیز می‌تواند در افسردگی در زنان تاثیر داشته باشد. داشتن تجربه‌ی درد همیشگی خصوصا دردهای مفصلی،میگیرن،بیماری‌های خود ایمنی نیز جزو عوامل پیش بینی کننده افسردگی در زنان هستند.

استفاده از مواد مخدر، داشتن سابقه استفاده از مواد مخدر و الکل

درست همان‌گونه که افسردگی یک مشکل ” زنانه ” محسوب شده است، و واژه افسردگی در بانوان را زیاد شنیده‌ایم . الکلیسم مشکل “مردانه” در نظر گرفته می‌شود. در عصر ویکتوریایی، نوشیدن الکل فعالیتی صرفا مردانه بود. مصرف آن توسط زنان منع شده بود. هنجارهای اجتماعی تا حد زیادی تغییر کرده است. امروزه تحمل اجتماعی در مورد مصرف الکل توسط زنان پدید آمده است.

اما تحمل در مورد زنان دائم الخمر وجود ندارد. زنان میخواره در مقایسه با مردان میخاره با تحقیر و انزجار بیشتری روبرو هستند.

سابقه الکلیسم در خانواده یک عامل زمینه‌ساز در الکلیسم است.

داده‌های حاصل از مطالعات بر روی دوقلوها نشان می‌دهد. عوامل ژنتیک نقش زیادی در الکلیسم در مردان دارد، به هر حال، عوامل ژنتیک به نظر می‌رسد  که تاثیر کمی بر الکلیسم زنان دارد و یا هیچ تاثیری در آن ندارد.

گسیختگی زود هنگام در زندگی خانوادگی، مثل الکلیسم در یکی از والدین. مرگ یکی از والدین.  طلاق در بین افرادی که مشکلات الکلیسم دارند متداول است.

چنین رویداد‌های تکان دهنده احتمالا در بین زنان الکلی بیشتر از زنان در کل جمعیت است. به علاوه زنان الکلی بیشتر از مردان الکلی، احتمالا چنین گسیختگی‌های را گزارش می‌دهند دهند. داده‌ها نشان می‌دهد که در مورد زنان، ارتباطی بین سوء رفتار جنسی در کودکی و مشکلات میخوارگی در زنان وجود دارد. رابطه محکمی بین افسردگی و مشکلات مربوط به میخوارگی در زنان وجود دارد. شواهد نشان می‌دهد که افسردگی ابتدا رخ می‌دهد و می‌خواری افراطی راهی برای انطباق یافتن با افسردگی می‌شود. همچنین میزان بالای الکلیسم ممکن است با همسر آغاز شود و بعد به زن سرایت کند، اگرچه برعکس آن بندرت رخ می‌دهد.

 

افسردگی و مصرف دارو

 

مصرف برخی از داروها

مصرف برخی داروها، در خصوص استفاده از دارو ها داده‌ها نشان می‌دهد. که تعداد بیشتری از زنان به داروهای مجاز مثل آرام بخش‌هاو قرص‌های مربوط به رژیم اعتیاد پیدا می‌کنند. پزشکان نیز تمایل بیشتری دارند که داروها را برای درمان مشکلات زنان به کار گیرند.

برای مثال زنان افسرده داروهای بیشتر و قوی‌تر دریافت می‌کنند.نسبت زنان به مردانی که داروهای آرام بخش استفاده می کنند ۲ بر یک است.

پس وابستگی یا اعتیاد به داروهای مجاز، مسئله جدی برای زنان است. باز هم به نظر می‌رسد که نقش‌های جنسیتی سهم زیادی دارد. و یا اینکه افسردگی می‌تواند از عوارض شایع برخی از داروهای مصرفی باشد. مانند : داروی ضد آکنه راکوتان که مصرف بالایی در زنان دارد و خطر افزایش افکار خودکشی را نیز به همراه دارد.

کمبود برخی ویتامین‌ها در بدن:

کمبود ویتامین‌ها و اختلالات تغذیه‌ای، در خصوص تغذیه و اختلالات مربوط به خوردن می‌توان به بی‌اشتهایی روانی و پراشتهایی اشاره کرد. بی‌اشتهای  روانی یک اختلال تغذیه‌ای است. مشخصه آن کنترل بیش از حد خوردن به خاطر کاهش وزن است. گاه ممکن است به مرگ ناشی از گرسنگی منجر شود.

این اختلال در زنان به طور نامناسبی بیشتر است. ۹۰ درصد بیماران مبتلا به بی‌اشتهایی روانی را زنان تشکیل می‌دهند. و اکثریت آنان نوجوانان دختر هستند.

سن متداول شروع اختلال بین ۲۵ تا ۱۳ سالگی است. از هر ۲۵۰ نوجوان دختر یک نفر به بی‌اشتهایی روانی مبتلا می‌شود.در یک مطالعه دیگر دیده شد که ۲۰ درصد بیماران مبتلا به بی‌اشتهایی نخستین علائم را پس از سن ۳۰ سالگی نشان داده بودند. اگرچه در مورد بی اشتهای روانی در میان متخصصان اختلاف نظر وجود دارد.

اما معیارهای زیر عموما در تشخیص بی اشتهایی به کار برده می‌شود.

  • کاهش ۲۰ درصدی یا بیشتر از وزن بدن (شخص لاغر می شود)
  • قطع قاعدگی یا فقدان دوره های قاعدگی
  • ریزش مو
  • خشکی و پوسته پوسته شدن پوست
  • یبوست
  • افزایش موهای کرک دار روی بدن، که احتمالا بخشی از تلاش بدن است تا  خود را هنگام مواجه با کاهش کالری گرم نگه دارد.
  • کاهش درجه حرارت بدن که اغلب بین ۲۲ تا ۲۰ درجه سانتی گراد می‌شود.

افسردگی و غذا خوردن

کاهش شدید وزن بدن ناشی از رژیم های غذایی وسواس گونه فرد مبتلا به بی اشتهایی است.

اگر چه ممکن است با رژیم غذایی عادی شروع کند. اما رژیم او به سرعت از کنترل خارج می‌شود. ممکن است خود را به روزی ۶۰۰ تا ۸۰۰ کالری در روز محدود کند.

افکار او به گونه‌ای وسواسی بر روی غذا و خوردن متمرکز می‌شود. مراسم و آیین‌هایی در پیرامون مسئله خوردن شکل می‌گیرد. این عنوان به این حقیقت اشاره می‌کند.اکثر بیماران مبتلا به بی‌اشتهایی دختران خوب و کوچکی هستند. در مدرسه مطیع هستند و پیشرفت بالایی دارند.

آن‌ها به رغم این نکته احساسات حقارت درباره هوش و ظاهر خود دارند. افسردگی و اضطراب نیز در این موارد بسیار متداول است.

اضطراب تنها با کاهش وزن و نخوردن کاهش می‌یابد. فرد مبتلا به بی‌اشتهایی روانی معمولا علاقه ای به رابطه جنسی ندارد.

بالاخره معمولا او به انکار می‌پردازد، شدیدا معتقد است که مشکلی ندارد. لاغر نیست و نسبت به مراجعه برای روان درمانی مقاومت می‌کند .

پر‌اشتهایی

پر‌اشتهایی نیز یک اختلال دیگر تغذیه‌ای است که در آن فرد در خوردن غذا افراط می‌کند. سپس از طریق استفراغ یا استفاده از ملین‌ها بدن خود را از کالری پاک می‌سازد.

این اختلال گاهی سندرم پرخوری_ پاکسازی نامیده می‌شود.

بررسی‌های بر روی جمعیت دانشجویی نشان می‌دهد. سیزده تا بیست درصد زنان به رفتارهای پر‌اشتهایی پرداخته‌اند. از جمله پرخوری حریصانه که به دنبال آن استفراغ صورت گرفته است. شیوع این اختلال نگران کننده است. به خصوص به این دلیل که پیامد‌های بهداشتی جدی دارد.

برخی از این پیامد‌ها ناشی از گرسنگی کشیدن است. به علاوه پراشتهایی روانی ممکن است به دلیل اسیدی بودن استفراغ‌های مکرر دچار آسیب جدی در ناحیه دندان‌ها شود.

حال با توجه به دانشی که در خصوص افسردگی و علل و عوامل پیش بینی آن بدست آوردید.

جهت دریافت نوبت از کارشناسان ما اینجا را کلیک کنید.

 

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x