تربیت فرزند وچند خطای رایج در تربیت

اشتباه تربیتی

همان طور که در مقاله‌ی شیوه‌های تربیت فرزند صحبت شد.متوجه شدید که شیوه‌های تربیتی متفاوتی وجود دارد و نکاتی در خصوص هر کدام از شیوه‌های تربیت خدمت شما عزیزان ارائه شد.دراین مبحث در خصوص چند خطای رایج در تربیت صحبت خواهد شد.


آنچه می خوانید:

  • تعریف خطا در تربیت فرزند
  • خطاهای رایج در تربیت فرزند

تعریف خطا در تربیت فرزند

خطا در تربیت فرزند یعنی کاری یا رفتاری که از پدر و مادر سر بزند که در تربیت فرزند اختلال ایجاد کند و باعث آسیب به سلامت روان فرزند در آینده شود.

خطاهای رایج در تربیت فرزند

خطای تو بدی

در این خطا والدین طوری رفتار می‌کنند که فرزند بدی دارند. یعنی به جای صحبت از رفتار به خود فرزند ایراد وارد شده . درست است بچه‌ها کار نادرستی انجام داده اند  اما آنها بد نیستند رفتار آنها درست نبوده است. پس در نوع صحبت کردن و انتخاب کلمات باید دقت بیشتری انجام می‌دهیم. فرض کنید فرزند شما در حین غذا خوردن اطراف بشقاب غذا و میز را کثیف کرده است.

در صورت رخ دادن خطای تو بدی والدین بدین گونه رفتار می‌کنند: مادر/پدر : چرا غذات و ریختی اصلا بچه خوبی نیستی. من مادر/پدر بچه خوبم نه تو.

دقت داشته باشید در اینجا با این نوع صحبت بچه این پیام را دریافت می‌کند.  بچه خوبی نیست. نتیجه اعتماد به نفس خود را ازدست می‌دهد. و اصلا با رفتار اشتباهش نیز آشنا نشده است تا بتواند در دفعه بعدی جبران کند .پس بهتر بود گفته می‌شد: ” عزیزم اینکه دور بشقاب تمیز نباشه کار درستی نیست”. اینجا فقط رفتار را مورد انتقاد قرار دادیم برای جبران آن میتوان به نوع غذا خوردن صحیح را با تمرین کردن و بازی به کودک آموزش داد.

دیالوگ‌های رایج در این خطا:

مادر: امروز یه غذای خوشمزه درست کردم بیا نهار.

فرزند: چی داریم؟

مادر قورمه سبزی

فرزند: اما قرار بود که ماکارونی داشته باشیم من نمی‌خوام، دلم قورمه سبزی نمی‌خواد.

مادر: بابا‌ت قورمه سبزی رو بیشتر دوست داره.منم نظرم عوض شد و قورمه‌سبزی پختم.

در اینجا مادر خواسته یا ناخواسته با این گفتار این را به فرزند انتقال داده است که تو مهم نیستی و اهمیتی نداری.در اینجا ممکن است مادر قول داده باشد و بچه این انتظار را داشته باشد. یا اینکه مواد لازم تهیه‌ی ماکارونی را در منزل نداشته باشند. یا درخواست پدر هم بوده باشد. اما هر کدام از موارد فوق هم باشد مادر با این مدل از رفتار این را انتقال داده است که ” تو مهم نیستی”. بهتر بود مادر دلیل تغییر نوع غذا را بیشتر توضیح دهد تا از وقوع چنین احساسی بی اهمیتی برای کودک جلوگیری شود.

خطای انتظار

در این خطا والدین انتظار دارند فرزندشان بدانند که والدین چه انتظاری دارند. بدون اینکه والدین انتظارشان را با تغییر در رفتار خودشان و یا با بیان آن عنوان کنند. والدینی که با تغییر رفتار خودشان و یاد گرفتن تکنیک‌های درست انتظار تغییر رفتار فرزند را دارند راه درستی را انتخاب کرده‌اند. بطور مثال اگر والدین عنوان می‌کنند که کتاب خواندن رفتار مناسبی است. با وقت گذاشتن در طول روز برای کتاب خواندن این را به فرزندشان نیز نشان می‌دهند. این والدین هم  انتظار خود را عنوان کرده‌اند و هم به فرزند شان نشان داده‌اند.

تهدید کودک

خطای نادیده گرفتن

در اینجا زمانی که فرزند را نمی‌بینیم. وقتی احساس و سلیقه‌ی او را نادیده می‌گیریم.  مرتکب خطای نادیده گرفتن در تربیت فرزند شده‌ایم.

دیالوگ رایج در این خطا:

فرزند در حال تماشای تلویزیون و برنامه ی مورد علاقه است.

مادر: عزیزم بیا نهار

بچه: الان گرسنه نیستم

مادر: چطور گرسنه نیستی ساعت 2 بعد از ظهره ، تو که صبحانه کم خوردی، زود باش بیا

بچه : گفتم دیگه

مادر: پاشو قربونت برم مامان کلی زحمت کشیده اگه نیای من ناراحت میشم

بچه: ( با بی توجهی) گرسنه نیستم

مادر: رو به پدر تو چیزی بهش بگو

پدر: عزیزم الان وقت نهار و ما سر سفره هستیم بهتره شما هم بیاید.

بچه : نهار چی داریم

مادر: فسنجون

بچه: آخ جون فسنجون

در این دیالوگ چه اتفاقی افتاد؟ در اینجا احتمالا توجه بچه بیشتر به برنامه مورد علاقه بوده و اصلا متوجه‌ی صحبت‌ها نیست.  و زمانی که به انتهای برنامه رسیده و حالا سوال کرده که اصلا غذا چیه؟؟  یا اینکه او امروز با مواد اولیه آشپزخانه تصور داشتن غذای دیگری دارند. در اینجا والدین به گرسنگی خودشان بیشتر توجه داشته‌اند. وضعیت فرزند را نادیده گرفته‌اند. اینکه حواس او متوجه‌ی چه چیزی است. در اینجا با خطای نادیده گرفتن رو به رو هستیم.

خطای سوءاستفاده از قدرت

این امر که پدر و مادر باید داری قدرت در تربیت فرزند باشند درست است. اما سوءاستفاده از قدرت نباید صورت بگیرد. یعنی زورگویی نباید صورت بگیرد.

به این مثال توجه کنید:

مادر: پاشو عزیزم وقت نهاره

بچه در حالی که مشغول بازی است : الان نه

مادر: یعنی چی؟ بعدا نداریم یا الان غذا‌ت و میخوری یا نهار نداریم. بعد در حالی که اسباب‌بازی بچه را بهم می‌ریزد : پاشو دستات و بشور.

بچه: گریه می‌کند

مادر: از این اداها خوشم نمیاد زود باش و بیا

در این مثال زورگویی اتفاق افتاد نه نشان دادن اقتدار والدین. برای نشان دادن قدرت باید، با فرزند برای داشتن قانون‌های غذا خوردن و زمان آن باید از قبل صحبت شده باشد و توافق صورت گیرد.

خطای دخالت

این خطا  در تربیت زمانی اتفاق می‌افتد. که والدین حریم فرزند را رعایت نمی‌کنند. و تداوم این رفتار والدین باعث شده که فرزند نتواند در آینده حریم والدین و دیگران را رعایت نکند. از جمله این رفتارها : والدین بدون اجازه وارد اتاق کودک می‌شوند. زمانی که با بهانه والد بودن و نگران بودن در کمدها و یادداشت‌های فرزند جستجو می‌کنند. یا بدون اجازه از کودک بشقاب غذایش را پر می‌کنند. یا زمانی که از فرزندمان سوالی پرسیده می‌شود، قبل از پاسخ دادن فرزند والدین جواب می‌دهند.و رفتارهای از این دست.حالا بهتر می‌توان به جواب این سوال رسید  که چرا فرزندمان  با توجه به داشتن اضافه وزن و یا هر مشکل دیگر.در مقابل هر کسی که به او غذا تعارف کند نمی‌تواند پاسخ رد بدهد. چون کودک یاد نگرفته است که هویت و شخصیت او اهمیت دارد و می‌تواند با استقلال فکری خود تصمیم بگیرد.

 خطای دروغ

این خطا در تربیت زمانی اتفاق می‌افتد که والدین در خصوص نتایج رفتارها و یا موضوعات زندگی واقعیت را به فرزندشان نمی‌گویند. و یا واضح عنوان نشده. یا از فهم کودک بیشتر بوده است و کودک درست متوجه نمی‌شود.

به این مثال‌ها دقت کنید: اگه دروغ بگی دماغت دراز میشه، در حالی که فرزند می‌داند در واقعیت اتفاق نمی‌افتد. یا اینکه تو هر کاری بکنی من متوجه میشم چون من مادرم در حالی که بارها اتفاق افتاده که مادر متوجه رفتارهای فرزند نشده است. دقت داشته باشید در این خطا چون نتیجه‌ی عمل، خلاف شنیده‌ها بوده است. فرزند اصلا متوجه‌‌ نشده رفتار نادرست کدام است پس رفتار تداوم می‌یابد.

خطا در تربیت

خطای اختلاف والدین

اگر فرزند متوجه‌ی اختلاف نظر والدین شود در هر زمینه‌ای هم که باشد اشکالی ندارد. یا اینکه متوجه شود والدین همدیگر را دوست ندارند. ناراحت کننده است اما خطا نیست. خطا زمانی اتفاق می‌افتد که والدین پشت سر یا در روی هم دیگر به هم توهین می‌کنند یا بدگویی می‌کنند از هم.

 فرزند ما  اصلا دوست ندارد که یکی از والدینش بد باشند. مثلا یکی از والدین دیگری را ” کثیف” یا ” سگ” خطاب کند .در این حالت کودک احساس می‌کند به او توهین شده است و او هرگز دوست ندارد والدی داشته باشد که مثلا “سگ” باشد. برای حل موضوع باید ابتدا والدین مهارت مذاکره را یاد گرفته باشند. اگر هم کودک متوجه‌ی اختلاف شود ایرادی ندارد چون با حضور در این صحنه کودک مهارت حل مسئله را یاد می‌گیرد.

خطای برچسب

در این خطا صفاتی به کودک داده شده و کودک را با آن خطاب قرار می‌دهیم که باعث آسیب به شخصیت کودک شده است. مثلا فرزند شما رختخوابش را مرتب نمی‌کند در اینجا والدین به جای همراهی و آموزش مرتب کردن تخت، کودک را “تنبل” مورد خطاب قرار می‌دهند یا “شلخته”.

به‌تدریج که این رفتار برچسب زدن والدین ادامه پیدا کند این برچسب به باور کودک تبدیل شده است. که واقعا تنبل یا شلخته است و از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کند.  یک نوع از برچسب زدن به صورت پنهان صورت گرفته است به این صورت که والدین با رفتار خود این برچسب را به کودک القا می‌کنند. مثلا کودک اتاق خود را به صورت دلخواه مرتب می‌کند. بعد از برگشتن از مدرسه متوجه می‌شود که مادر نظم اتاق را به صورت قبلی برگردانده است. بعد از چندین بار تکرار این رفتار والد  کودک به این نتیجه می‌رسد نظرات او در این منزل ارزشی ندارد پس فرد بی‌ارزشی است یا بی‌سلیقه است.

جهت مشاوره در خصوص خطاهای تربیتی با کارشناسان ما میتوانید در ارتباط باشید

جهت دریافت نوبت اینجا کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *