فرزند پروری و ویژگی‌های والدین موفق چگونه است؟

تربیت فرزند

فرزند پروری چیست ؟

اصطلاح فرزند پروری از ریشه پریو (pario) به معنی “زندگی بخش” گرفته شده است. منظور از شیوه‌های فرزند‌پروری،روش‌هایی است که والدین برای تربیت فرزندان خود به‌کار می‌گیرند و بیانگر نگرش‌هایی است که آن‌ها نسبت به فرزندان خود دارند. همچنین فرزند پروری شامل معیارها و قوانینی است که برای فرزندان خویش وضع می‌کنند. ولی باید پذیرفت که رفتارهای فرزند پروری به واسطه فرهنگ، نژاد و گروه‌های اقتصادی تغییر می‌کند.

نقش والدین در تربیت فرزند

از آنجا که خانواده مهمترین و اصلی‌‌ترین نهاد تربیتی جامعه است، سلامت آن اهمیت ویژه‌ای دارد. در خانواده سالم، میان اعضا، بویژه والدین و فرزندان رابطه سالمی حاکم است. برای رسیدن به رابطه انسانی سالم، اصول و شیوه‌هایی وجود دارد که لازم است والدین، دانایی و مهارت لازم در مورد آن را داشته باشند تا بتوانند به کمک این اصول، پیوند روحی و فکری با اعضای خانواده برقرار نموده و نقش خود را در تربیت فرزند اعمال کنند.

تعریف فرزند پروری

خصوصیات والدین موفق در امر فرزندپروری:

  • صرف توجه، وقت و انرژی کافی برای اعضای خانواده؛ به ویژه
  • حمایت از اعضای خانواده؛ به ویژه همسر
  • داشتن اعتبار برای الگو برداری
  • وجود محبت و آرامش بدر روابط همسری جهت بسترسازی تربیت مناسب

همچنین والدین موفق در فرزندپروری، دارای ویژگی‌های زیر هستند:

  • والدین موفق، روابط بین خودشان را در اولویت قرار می‌دهند

والدین موفق، چگونگی روابط بین خودشان را در اولویت قرار می‌دهند. درست است که توجه و صرف انرژی برای فرزندان امری لازم است ولی برای بقا و دوام خانواده روابط بین همسران باید در اولویت باشد؛ تا با انرژی و آرامش بیشتری بتوانند وقت خود را صرف فرزندان کنند.

  • والدین موفق در تربیت فرزند از یکدیگر حمایت می‌کنند

حمایت والدین از یکدیگر و نشان دادن اینکه فرزند پروری امریست در جهت بهبود خانواده و آرامش خاطر خوشان در تبعیت فرزندان از والدین و تربیت صحیح آن‌ها نقش موثری دارد. این امر همچنین در احساس رضایت از زندگی و همچنین رضایت متقابل تمام افراد خانواده از یکدیگر بسیار موثر است.

  • والدین موفق در تربیت فرزند با هم هماهنگ هستند

والدین موفق، تربیت فرزند را کار گروهی می‌دانند. در اعمال تربیت، رفتارها و واکنش‌ها، در ارتباط با فرزندان خود هماهنگ هستند.نه اینکه پرورش فرزندان فقط به عهده یک نفر باشد.

والدین باید بتوانند در نظام تربیتی خود هماهنگی کاملی داشته باشند. در مقابل هر رفتار کودک، واکنشی در یک راستا از خود بروز دهند. تا اینکه کودک رفتاری متعارض از والدین خود نبیند. کودکان بد بودن یا خوب بودن هر رفتاری را با درجات و میزان مختلف واکنشهای بزرگسالان در ذهن خود ثبت می‌کنند.

اینگونه ابعاد رفتاریشان شکل می‌گیرد و متوجه می شوند چه کاری به چه میزان خوب است و چه کاری به چه میزان بد است. حال اگر رفتار والدین با هم همسو نباشد، کودک دچار نوعی دوگانگی شده و اغلب سعی می کند غریزی عمل کند و این نوع رفتار در شخصیت او قالب میگیرد.

  • والدین موفق در تربیت فرزند، ارزش و جایگاه قابل احترامی دارند

فرزندانی که پدر و مادری با این خصیصه دارند، والدین خود را مرجع اصلی الگوبرداری خود می‌دانند. یعنی (والدین در ارتباط با مسائل تربیتی، برنامه ریزی، توافق و مشارکت دارند و نسبت به رشد کودک این برنامه‌ریزی‌ها را تغییر و ارتقا می‌بخشند.در غیر اینصورت کودکان از اهداف و ناهماهنگی والدین استفاده کرده و آنها را بازی می‌دهند.

در برابر هر واکنشی از رفتار خود به والد دیگر پناه برده و بالعکس. با این شرایط خود تکلیف روشنی ار نتایج رفتار خود ندارد. زیرا که تفاوت و اختلاف در رفتار والدین خود را بارها مشاهده کرده است. و اعتبار والدین نزد کودک از بین می‌رود. در این مواقع می‌بینیم کودک دیگرانی همچو دایی، خاله یا همسالان خودرا جهت الگو برداری معتبری انتخاب می‌کند. و دیگر این والدین نیستند که کودک را تربیت می‌کنند. در واقع محیط که نسبتا غیر قابل کنترل است این کار را انجام می دهد.

  • والدین موفق در تربیت فرزند به هم عشق می‌ورزند

والدینی که محبت، آرامش و امنیت را بین خودشان به بهترین وجه برقرار نموده. بستری مناسب برای تربیت و رشد کودک خود ایجاد می‌کنند. بحث و جدل‌های خصمانه والدین و خصومت‌هایی که بین آنها رخ می‌دهد و چه بسا درگیری‌های فیزیکی، باعث ایجاد جوی نا آرام و نا امن شده. در کودکی خلق و خوی بی ثبات، تکانه ای و نیز اضطرابی قابل توجه ایجاد کرده و موجب اختلال در تربیت او می‌گردد.

فرزند پروری

الگوهای تربیت فرزند در خانواده‌ها 

1. خانواده های مقتدر در تربیت فرزند

والدین در این نوع خانواده، پیوسته به کودکان خود توجه و دقت دارند. آنها را مورد پالایش قرار داده و ارتباط کلامی و عاطفی بسیار مناسبی با فرزندان خود دارند. والدین مقتدر، فرزندان را به استقلال و تعقل‌گرایی، احترام مسئولیت‌پذیری، همکاری و مشارکت تشویق می‌کنند.

در این خانواده محبت، آرامش و امنیت کامل برقرار است، افراد حق اظهار نظر دارند و در رابطه با مسائل مختلف مشورت و در تصمیمات و اجرای آن مشارکتی کافی دارند. شخصیت کودک در خانواده مقتدر، مورد احترام بوده و در صورت خطا، فقط رفتار اوست که مورد نکوهش قرار می‌گیرد، نه شخصیت او.

ویژگی فرزندان خانواده‌ های مقتدر:

– فرد متکی به خود همراه با عزت نفس و اعتماد بنفس
– داشتن احساس استقلال و نیز تلاش برای آن
– خلق و خوی آرام و مناسب
– رفتار اجتماعی شایسته
– خلاق و مبتکر
– صمیمیت و حس همکاری و مشارکت
– متعهد و مسئولیت پذیر

2. خانواده های سهل گیر در تربیت فرزند

والدین در این نوع خانواده سخت وظیفه شناس و متعهد به تمامی امور کودک خود هستند و البته در راستای راحتی و آسایش و تن پروری کودک، هیچ گونه کنترلی روی کودک نداشته و در مقابل کودک از هر نظر آسان میگیرند.بی نظمی در این خانواده حکم فرماست و هیچ قانونی دیده نمی شود در مجموع والدین الگوی مناسبی برای تربیت فرزند نخواهند بود.

ویژگی فرزندان خانواده های سهل‌گیر:

-بی تعهد و بی مسئولیت
-مشارکت و همکاری و صمیمیت امری ناشناخته است
-لوس و گستاخ و سرکش
-خلق و خوی تکانشی و رفتار ناشایسته اجتماعی
-خودمختار، بی نظم و بی هدف و اغلب افسره و تنبل
-عدم احترام به والدی
-در معرض آسیب های اجتماعی هستند

3. خانواده های سختگیر و مستبد در تربیت فرزند

در این نوع خانواده، سخت‌گیری مبنای هر کاری است؛ به طور معمول یک والد بر والد دیگر مسلط بوده و استبداد به خرج می‌دهد.

در این خانواده‌ها حس همکاری، صمیمیت و مشارکت وجود نداشته و حرف و خواست خود را با زور و فشار بر کرسی می‌نشانند. بحث و جدل، تنش و گاهی درگیری‌های فیزیکی در این خانواده‌ها مشاهده می‌شود.

مسئولیت‌پذیری معنایی متفاوت و دگرگون دارد؛ به این معنا که یک والد زورگویی کرده و باقی افراد باید اطاعت کنند. اطلاعات امر یا مسئولیت‌پذیری بدون استدلال، عزت نفسی به دنبال نخواهد داشت و آثاری از اعتماد به نفس دیده نخواهد شد؛ حس همکاری و مشارکت بی معنا و صمیمیت و روابط عاطفی وجود بسیار ضعیفی از خود نشان می‌دهد.

ویژگی فرزندان خانواده های سختگیر:

-تحریک پذیر با خلق و خوی بی ثبات
-بروز رفتارهای متعارض و تکانشی
-عدم رشد عاطفی، اخلاقی و اجتماعی شایسته
-فقدان توانایی تصمیم گیری و نیز احساس مسئولیت با انگیزه ی درونی وجود ندارد
-حس استقلال نداشته و ترسو کم جرات هستند
-مهارتهای کلامی، اجتماعی،عاطفی در سطح خیلی پایین قرار دارد

4.خانواده های طرد کننده یا ازهم پاشیده

والدین این نوع از خانواده ها، نسبت به هم و نیز فرزندان، غافل و طردکننده هستند. به هیچ‌وجه احساس مسئولیت و تعهد نکرده و هیچ کنترلی بر فرزندشان ندارند. در این خانواده‌ ها افراد به مشغولیات خود می‌پردازند و از رابطه عاطفی خبری نیست. به طور مثال چنین والدینی از اینکه فرزندشان در طول روز مشغول چه کاری است و یا در حال حاضر کجاست بی خبر هستند.

ویژگی فرزندان خانواده‌های طردکننده:

– نالایق اجتماعی
-لوس، پرتوقع، طغیان‌گر و گستاخ
-بی‌توجه و بی‌مسئولیت
-عدم حس مشارکت صمیمیت یا همکاری
-رفتار متعارض نامتعادل و پرخاشگر
-فرد گرا و بی تعهد
-رشد عاطفی و اجتماعی نامناسب
-همیشه در معرض شدید آسیب و انحرافات اجتماعی قرار دارند
-در انتخاب شغل دچار مشکل می‌شوند

شما می‌توانید در خصوص “تربیت فرزند” با کارشناسان ما در ارتباط باشید.

برای دریافت نوبت اینجا کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *